مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در مصائب عاشورا
زینب! تو کیستی که به هنگـام هر بلا نامِ حـسـين قـلـبِ تـو را میدهـد جـلا از وصفِ صبرِ تو همۀ خلق عاجزند بــادا بـلـنـد نـامِ تـو زهــرای کــربـلا! عشقِ حـسین را تو به ما هدیه دادهای عـالم ندیـده است حـسینیتـر از تو را ای شـیــردخـتــرِ اســدالله، غــیــرِ تـو در کـشـتیِ حـسین کسی نیست نـاخـدا مـانـنـد ذوالـفـقـار بـه غـرش درآمـدی خون علیست در رگِ تو؛ بنتِ مرتضی! ارثِ علیست اینکه چنین با صلابـتی از فاطمهست این همه حجب، این همه حیا عـالم کجا و مدحِ تو ای بانـویِ دمشق وقتی خدا به صبرِ تو گفته ست مرحبا ای کـوه ایـسـتـاده! تـویـی آنکـه تا ابـد نـامت نـمیشود دمی از یـار خود جدا |